شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۸ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

زائر کوی حسین

سعی وصفایم ره بهشت بین الحرمین
سرمه چشمان من تربت پاک حسین
خواندیم از دور و من امده ام میکده
مست شوم با می ساقی عطشان حسین
بی سر وپا آمدم با دل و جانم ببین
می شود این نام ثبت زائر کوی حسین
رحمت ناب خدا جاریه در مرقدش
کیست که حاشا کند شان و مقام حسین
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۶:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

تو آیی در یاد

قدحی پر کنم امشب که تو آیی در یاد
جان من ، زلف پریشان تو دادست به باد
دست بر ساغر و ما تشنه آن پیمانه
که به شربش سر سالم برود پاک به باد
میزند تار دمی در عجب از چشمانش
مطربی با طرب آمیخت و دل برد به داد
امشب این فاخته را درد عجیبی به دل است
یا خبر از تو رسد یا که بیایی در یاد
۲۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۲۳:۲۹ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

رقص بامدادی

ز سکون شب برون آ تو به رقص بامدادی
ز طرب دمی بچرخ و بنشین به عشق و شادی
ز ستاره ها گذشتن گرچه کار ساده ای نیست
چو به صبح دل ببندی دگر هیچ چاره ای نیست
دگر اینکه من نباشم دگر اینکه او نباشد
همه تن به حکم واحد نگری دگر نباشد
به وصال او رسیدن شده مطلع و غروبم
که به شوق او به سازم زخمه بر طرب بکوبم
۱۹ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۱:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

آغوش آسمانی

تشویش یک گل سرخ در فصل ارغوانی
دلداری شقایق آغوش آسمانی
پس ازگرمای تابستان نوبت به مهر افتاد
فصلی که عاشقانه رنگی به بوم می داد
یک گل که خو گرفته با شور و حال این باغ
رنگش کمی پریده ، رفته است قرمز داغ
می داند هر سپیده یک بی شمار بر عکس
کم می شود زمان ماندن درون این عکس
تشویشی از درونش می آید و نداند
این جا کجای بازی است باید کجا براند
اما شبی شقایق حرفی ز دیگری گفت
از عشقی و وصالی از جام بهتری گفت
گفتا که عاشقانه بر باغ و گل نظر کن
در پای دلنشینی عزم فنا ، سفر کن
آنجا که مه جبینی از جنس نور باشد
بزمیست پر ز مستی پر از حضور باشد
دیگر نه جای بودن ، ریشه نکن در این خاک
ای یار آسمانی آغوش آسمانی باید رسی به افلاک
۱۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۳:۲۶ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

ساغر تنهایی

کاش ای اهورایی در ساغر تنهایی
یک جرعه بی پایان ریزی به برم آیی
من کهنه غلام تو مستم به مقام تو
تو ساقی این تعمید غسال دل مایی
رندی کنم این گونه چرخان شوم این لحظه
وقتی که نباشد غم در ساغر مینایی
این دایره گردون بازیه دل مجنون
مستی به شراب عشق من ماندم و شیدایی
۱۵ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۰:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

گردش در کوی دوست

آنچه دلم میبرد قامت رعنای اوست
جان مرا تازه کرد یک نگه چشم دوست
دل که تمنا نداشت یک گل بیتا نداشت
طاقت بلبل ربود عطر تولی دوست
میدمد از نای جان بلبل شیرین زبان
چه چه او ناشی از شوق تماشای دوست
ساقی اگر می ، دهد مطرب اگر نی زند
کار جهانم شود گردش در کوی دوست
۱۴ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۸:۴۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

به شراب آسمانی

به بقای می فروشان به صفای باده نوشان
به شراب آسمانی به رهایی خموشان
به نگاهی از سر عشق به جهان و خلق انسان
به سری که رفته بر دار به تبسمی ز جانان
به دلی که مست یک گل شده در باغ و گلستان
به صدای دلنشینه طرب از مطرب باران
به هوای آن نگاهی که شدم از آن پریشان
به سرای خود بخوان و بچشان زجام حیران
۱۰ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۰:۵۷ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

مقام عشق

مرا ببر به دام عشق به جام سرخ فام عشق
که از نگاه می فروش مست شدم به نام عشق
به یک بهانه ساز را به ضرب سینه ام بزن
که مبتلای او شدم به درد بی دوای عشق
نفیر نی که در طلب به داغ سینه آمده
بسوزد ار شعله زند به غربت مدام عشق
غمزه به غمزه گفت و من نکته به نکته یافتم
تجلیات مهر را به شرب در مقام عشق
۰۸ ارديبهشت ۹۵ ، ۱۴:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم