شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۴ مطلب در خرداد ۱۳۹۵ ثبت شده است

شراب کهنه عشق

ای شراب کهنه عشق از چه مستوری بگو
از نظر ها غایب و از دیده مهجوری بگو
ای صنم ای ماه آخر صالح اثنی عشر
ای معلم ای مفسر راهبر ای ناجی کل بشر
نطق قرآنت کند در جان ما در کعبه دلها اثر
ای حدیث مستمر از آل یاسین بر تعالی بشر
عصر جمعه سینه ام پر شد ز دلتنگی او
او که آخر میبرد غم را به جامی از سبو
۱۵ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

قونیه

و این گونه مهیا شد ، سفر در عمق چشمانت
که از عالم برون گشتم ، به ناز و تیر مژگانت
سفر در خویش میکردم ، درون ذره ای کوچک
واین ذره برابر بود و می بردم به اقیانوس ، حیرانت
تمام هستی از سازی که مطرب میزند ، در شور
به گردش آمدم من هم در این تند آب ، عطشانت
به خورشید رخت ای دوست تماشا را توانم نیست
منم یک قطره کوچک ، فنا در حرم دستانت
۱۱ خرداد ۹۵ ، ۱۱:۵۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

بر آورده شدم


غم به شراب رفت و من بر طرب آغشته شدم

رنج و عذاب رفت ومن شاهد بی شبهه شدم

آب حیات داد و من باقی بی بقعه شدم

ساغر ناب داد و من مست به تب برده شدم

گفته خموش باش و من شور فزاینده شدم

گفته به هوش باش ومن بی سر و بی هوش شدم

طره به باد داد و من عاشق بی چاره شدم

شعله به جان فتاد و من فانی و چون دود شدم

دست به ساز برد و من چرخش بی وقفه شدم

قصه دراز بود و من خوانده به یک جمله شدم

می کشد او مهار را می برد این سوار را

گام کجا نهاده ام چون که بر آورده شدم

فاتح اسماء و عدم گفت در آن سپیده دم

بر ره عشق آمدی ، گفتم و آکنده شدم

سینه به سینه گفته شد راز میان من و او

بر سر خوان معرفت چون که بر او بنده شدم
۰۸ خرداد ۹۵ ، ۰۸:۴۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

یا مهدی ادرکنی

بیا
بیا به خاطر اقاقیا
بیا برا دلتنگیه جمعه غروب
منتظرا
ببین
ببین که بی قرار شد
چشمان نرگس از غمه
فرزند صالح خدا
ببخش
ببخش نسیان مرا
منی که غرق عادتم
بنده نفس
اماره ها
بگیر
بگیر دست منتظر
به اعتبار وعده
توسل از سوی خدا
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم