شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۴ مطلب در دی ۱۳۹۶ ثبت شده است

اشراق

روزی عاشق شوم و باز
به معشوق رسم
سر به سودای تو دارم
می شود زود رسم
در غلامیه تو ماراست
مقامی که به صد شاهی نیست
گو که تسبیه چه گویم
که به معبود رسم
میرود قافله عمر
چو باد و زتو غافل ماندم
فیضی قدسیه تو را می طلبم
تا که به مقصود رسم
کاش میشد که شبی
یار به فریاد رسد
تا به اشراق حضورش
من بی خواب رسم
۲۱ دی ۹۶ ، ۱۴:۲۱ ۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

مضراب

شراب سرخ لبهایت
دوای درد بی درمان
قمار عشق می خواهم
نگاهی از تو ، از من جان
درین بازار دلخواهان
ندارم تحفه ای قابل
بیاور باده را کامل
حساب و عقل کن باطل
به کوی می فروشانت
من آن مدهوش و حیرانم
دمی از عشق میگویم
دمی از یار میخوانم
صفای بزم مطرب را
نباشد هیچ میزانی
که من از خود برون گشتم
به ضرب آن غزل خوانی
۱۷ دی ۹۶ ، ۰۹:۲۷ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

چه نجوائیست در بزمت

بیاور ساغر عشقی
که مجنون حال خوش دارد

شبی بی پرده می خواهد
که لیلا را به دست آرد

چه نجوائیست در بزمت
همه حیران موی تو

سر شوریده می خواهد
که گیرد ره به سوی تو

شبانی گر سخن گویم
تو سلطانی عطایم کن

چو من درویش و در بندم
تو با عشقت رهایم کن

کمال و عشق ممکن شد
پس از آن جرعه ی ساقی

خدایا در کنارش باش
که باشد شمس ما باقی
۰۷ دی ۹۶ ، ۰۸:۳۳ ۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

آغوش عشق

گفت که شوریده ای؟
گفتمش از دست عشق
گفت چه را دیده ای؟
گفتمش از ناز عشق
گفت که سر می دهی؟
گفتمش ، دلخواه عشق
گفت چه درمان تو راست؟
گفتمش آغوش عشق
۰۳ دی ۹۶ ، ۰۷:۲۵ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم