شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۳ مطلب در آبان ۱۳۹۷ ثبت شده است

چون قطره که دریا شد

چون هم نظرش گشتم ، آن شور هویدا شد

در باب طلب بودم ، معشوق که پیدا شد


من مست نبودم از ، آن جام اهورایی

با ساغر عشق آمد ، این قائله برپا شد


گفتند نمیابی ، یک سجده به جا ماندست

عاشق که شدم او هم ، در سجده یکتا شد


حق خواست که آدم شد ، در کثرت آدم ها

با عشق یکی گردند ، چون قطره که دریا شد

۲۲ آبان ۹۷ ، ۱۰:۱۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

سر بریده

به سرم ، هوای عشقت
درد من ، دوای عشقت
آمدم به جان نثاری
بشوم فدای عشقت
تب کهنه ، بیقراری
جان خسته ، بردباری
چه شود ، که با من آید
نظری ، نگاه عشقت
دگران خبر ندارند
که تو را چگونه خواهم
همه جان و تن ببازم
سر ماجرای عشقت
به امید صبحگاهی
که در این بند نباشم
مطلعی که سر بریده
برسم به پای عشقت
۲۰ آبان ۹۷ ، ۰۸:۴۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم

همگی یک دستند

در وادی عشق اصل و مبنا هستند

آنها که ز باده های معنا مستند

از ساغر وحدت ار تورا هم بدهند

در چشم خدا بین همه اجزاء جهان او هستند

آن منتظرانی که ز آیین هایند

گویید بیایند که اینجا همگی یک دستند

ادراک شبانگاهی ما درسی بود

تا باز شود چشم و بگویم همه در پیوستند

۱۴ آبان ۹۷ ، ۰۸:۳۸ ۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰
حسن ناظم