شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۲۴ مطلب با موضوع «دل نوشته» ثبت شده است

سر چشمه پاکی

تو شبیه آفتابی گرم و ساده و صمیمی

تنه من اسیر سرما ، پر زخمای قدیمی

ننوشتم از تو عشقم حتی خوابتم ندیدم

ولی من با هر نگاهت پر به آسمون کشیدم

میگم این شعرای نابو بس که رویامون قشنگه

ولی اخرش جدایی سهم من یک دل تنگه

من نمیرسم به خورشید قفسم زمین خاکی

ببر و بازم رهام کن توی سرچشمه پاکی
۲۵ آذر ۹۶ ، ۰۸:۲۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

به غمزه ای فدا کنم

تا تو به خواب من شدی
بی خور و خواب گشته ام

شرب مدام من شدی
مست و خراب گشته ام

در طلبت دمم نبود
تا که تو را صدا کنم

زخمه به ساز دل زدی
تا که خدا خدا کنم

گویمت از فراق و تو
وعده قدر می دهی

قدر من آن زمان بود
که طرره از تو وا کنم

فاش نمیشود که ما
عاشق و معشوق همیم

اگر که در کوی تو جان
به غمزه ای فدا کنم
۰۱ خرداد ۹۶ ، ۰۰:۳۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

نرگس مستانه

گفت آن نرگس مستانه
به نجوا به نسیم
روزگاریست در این باغ
که ما هم نفسیم
پخته ی سردی و گرمیه
خزانیم و بهار
شاهد عشق هزاران
دل و دلداده و یار
می تراود ز کجا این همه شور
از چه شده
راز این قصه کجا گفته
کجا خوانده شده
در پی چیست در این چرخه
چرا سرگشته ست
آخر این بار امانت
زچه رو نشکفته ست
عشق را کرده مطاعی
سر بازار هوس
برده از یاد همه عهدش
مانده در بازیه نفس
باید از این خطر آخر
به سلامت گذرد
عاشق کوی تو گردد
راز عدم را بخرد
باید این مرغ خوش آهنگ
تو را ساز کند
پر سیمرغ شده سوی تو
پرواز کند
۳۰ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۱۲ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

مگر میشود

مگر می شود ، بی تو باران نبارد

که هر قطره آرام جان است وقتی نباشی

مگر می شود ، باز از آن کوچه رد شد

و با من در آن کوچه ، هم پا نباشی

مگر می شود ، عاشقی بی گل سرخ

که پروانه ماوا ندارد ، چو ای گل نباشی

غم و غربتم بی تو پایان ندارد

و این داغ باشد ، تو وقتی نباشی
۰۷ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۰۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

پر پرواز منو به من بده

پر پرواز منو به من بده

نت های ساز منو به من بده

میخونم بازم برات از ته دل

چشمای بازم رو باز به من بده

نمیدون مقصدم کجاست بگو

کشف این راز منو به من بده

تو پریشونی دنیام ، بطلب

پر پرواز منو به من بده
۰۵ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۲۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

کورش

وطنم شده غریبه ، با صدای کوه وتیشه

دیگه فرهادی نمونده ، عشقی که باشه با ریشه

عربا هجوم اوردن ، پندارای نیک رو بردن

خیلی از مردمای شهر ، پیشه شون آدم فروشه

یه مترسک پوشالی ، شده وارث تو کورش

که ابا داره بگه که ، خاک ایران زندگیشه

مونده بازم توی ذهنم ، فکر ایران تا همیشه

ارق و دلدادگی و عشق ، بغض و بارون تا همیشه
۲۴ آبان ۹۵ ، ۱۵:۱۹ ۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

نو شدن

در هوا و کوی دوست ، حال ویرانی نکوست

ای خراباتی بدان ، نو شدن دلخواه اوست

گر که با سنگی زند ، شبشه ای را بشکند

بار دیگر نو کند ، خلق مینا کار اوست

بسته بودم بر زمین ، بنده سودا ، غمین

او مرا از من برید ، درک آزادی نکوست

هر که بر کویش رود ، وصل بر مویش شود

خود سرش را میدهد ، بر سر جادوی دوست
۱۰ مهر ۹۵ ، ۱۱:۴۲ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

بی تو بارونم

بگذرم از جونم؟ من بی تو بارونم
من بی نگات پاییز ، خواب زمستونم
دریاییه چشمات ، رویائیه موهات
دریای رویایی ، من بی تو داغونم
گفتی یه کم مونده تا این گره وا شه
گفتم که می بینی؟ تکرار مجنونم
اونجا که باید داد ، اونجا که باید برد
سر رو به ناز تو دل بر نیاز تو ، من باز میمونم
۱۷ تیر ۹۵ ، ۲۰:۰۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

ممدوح

شرابی کهنه میخواهم ، غمی دارم بسان کوه
چراغ و نور میخواهم ، شبی دارم پر از اندوه
به سنگی شیشه دل را شکسته روزگار سخت
در این طوفان تو میمانی منو یک سینه مجروح
مرارت های دنیا را ، خدایا بر من آسان کن
که با تو با حضور تو ، نماند درد جان و روح
سپردم هرچه را دارم ، به تو ای خالق قادر
که میخوانی تمام خلقتت را ، سوی خود ای خالق ممدوح

۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۷ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

نمیفهمه

بغض تنهایی ما رو ، کسی انگار نمیفهمه
شب دلتنگی نو رو ، حس تکرار نمیفهمه
به سرم اومده بازم ، اینکه از تو دم بگیرم
اما حتی این صدا رو ،کسی انگار نمیفهمه
یه نگاهی کرد به چشمام،ولی نه گریه مارو
اونی که باید بفهمه ، عمرا انگار نمیفهمه
آخر یه نیمه راهم ، تو اسارت و گناهم
تو هم میگی بر میگردی دلم انگار نمیفهمه

۰۲ تیر ۹۵ ، ۱۷:۱۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم