ای مسلخ عشق تو ، شیدایی و شور ما

پیدا شده طور ما ، از نور حضور تو

وصل است به جان ما ، سودای دو چشمانت

وصفی نتوانم گفت ، از عمق نگاه تو

بر کعبه دل گشتم ، پا تا به سرم خواهش

ای نقطه پایانی ، یک لحظه عبور تو

گفتند نگو از او بی پرده وعریانتر

گفتم که چه باک از سر ، در حال حضور تو