گر نیستم آسیمه سر از غفلتم جانا گذر
مستان کویت را به عشق با دیده رحمت نگر
گر بر تو ایمان آورم آید کمالی بر سرم
ای مطربا چرخانده ای ، بر ساز دل را هم ببر
من از ازل در کوی تو دلبسته بر گیسوی تو
لیلای من جادوی تو چشمان پر شور و شرر
پروانه دیگر سوخته در آتش حیرت ولی
از شوق تو بار دگر خواهد بسوزد سر به سر


حسن ناظم