به شمعی رسیدم که نور تو دارد
به پیمانه ای کز سبوی تو آمد
به پروانگی رفت تمام وجودم
گهی گرد رویت گهی در سجودم
سفر کرده ام من به قد قامت عشق
نظر بازی ما شد از ساحت عشق
به یاد دو چشمت چو ابری غمینم
شبی عاشقانه به دریا نشینم