قدمی به عشق بر دار ، ز شب سیاه بگذر

ز هوای تازه پر شو ، تو از این غبار بگذر

سر کوی عشق بازان ، نخرند زهد ریایی

بنشین به قبله عشق ، ز عدد ، حساب بگذر

چو فنا شوی در این بزم ، دگرت نشان نماند

به طرب چو پا نهادی، ز غم و عذاب بگذر

به بر پیر مغانم ، همه جا صلح و سلام است

به اشارتی ندا داد ، که از این حجاب بگذر