بیا ضمیر عشق باش ، زمان صرف عاشقی
بیا کنار گل، بیا ، برای لمس رازقی
بیا ترانه ای بساز ، که شب شکن شود دمی
بیا و آتشی بزن ، به جان، به هست عالمی
طریق روی ماه تو ، نگار من به قدر جان
می ارزد ار تو باشی و من به طواف محرمی
کجاست اوج درک من ز مصدر تعالی ات
دمی که معتکف شوم به ناز چشم منعمی