شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۱۴ مطلب با موضوع «مذهبی» ثبت شده است

ای که مسیحا نفسی

کاش در کوچه تنهایی ما
نیمه شبی مهتابی

مثل ، ماهی بدرخشی
و مرا دریابی

خم توحید تو ما را
به چنان ، مستی برد

که طلب فتاده بر جان
پس از آن بیتابی

نگرانم که به چشمان تو
مدیون مانم

که تو بیداری و جا مانده ام
اندر خوابی

غم هجران تو را
ای که مسیحا نفسی

به که گویم به خدا نیست مرا
جز تو کسی
۲۱ مرداد ۹۶ ، ۱۵:۵۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

در اوج بارانم بیا

ای سحرگاه من و ای صبح بیدارم ، بیا
چشمهایم منتظر ، ای منجی آخر ، بیا
میشود پر وا کنی در سایه ات ماوا کنم
همچو سیمرغی و در سودای پروازم بیا
کاش دلتنگی به وصل آخر رسد ناجیه ما
تا به شوق روی تو ،هم جان و دل بازم بیا
نی نزن مطرب، ببین دل تنگیم لبریز شد
گریه دارد این هوا ، در اوج بارانم ، بیا
۱۹ مرداد ۹۶ ، ۰۹:۳۸ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

هم راکعون

پیمانه ای با هو زدم
ذکرت علی ع در سر نشست
یک جرعه مهمانت شدم

ای آنچنانی محو دوست
سجاده ات را باز کن
چون تیر در پای تو هست

در جنگ خندق در جمل
در اوج قدرت بردبار
شمشیر حق ، مرد عمل

ای بر تو سهل و محتمل
در های خیبر را بکن
ای پهلوان بی بدل

در شان تو هم راکعون
در وصف عشقت آمده
تطهیر و لا هم یحزنون

در نزدت ای مردانه مرد
کفشی که ده ها وصله داشت
بیش از خلافت جلوه کرد

ای مرد عدل و داد گیر
بر غاصب حقت وزیر
زیبنده نامت امیر

پاینده اسمت با غدیر
بی نامه شبها کوچه ها
دستی ز درویشت بگیر

حسن ناظم رمضان ۱۴۳۸ شب قدر
۲۴ خرداد ۹۶ ، ۰۹:۰۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

نور ره نما

ای سر بریده ، سرور و سالار دشت کربلا

معشوق ستوده و گفته توئی ، نور ره نما

ای تشنه پر کشیده به عرش خدا حسین

ای کشتی نجات تو در حشر، آخر پناه ما

ادراک عشق تو جان را به شعله ها کشید

آنجا که کودک شش ماهه شد شهید خدا

گویا که هیچ دریغی زجان و مال نداشت

مولای بی کفن ، که شفیع است شیعه را
۱۰ ارديبهشت ۹۶ ، ۱۰:۱۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

یا علی( ع)

فرمانده و سرور علی
هو ساقی کوثر علی(ع)

او درب خیبر میشکست
با اسم اعظم ، یا علی(ع)

ان شب که تن پوش نبی
میکرد بر تن جان به کف

ترسی ز جانبازی نداشت
آن در لقب حیدر علی(ع)

جن و ملک در محضرش
کون و مکان فرمانبرش

در راه حق با قاتلان همسرش
تمکین نمود اما علی(ع)

مولود بیت الله بود
نوری که عالم تاب شد

هنگام ضربت در سجود
فائز ، ز دنیا شد علی(ع)
۲۱ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

یا علی

نام علی آمد
دلم لرزید
یک نوراز عرش خدا تابید

یک جرعه یک پیمانه
با نامش
بنیان ایمانم ز هم پاشید

من مست بودم
مست دیدارش
او آیه های سوره توحید

گفتم براتی گیرم از کویش
او در رکوعش
خاتمم بخشید

در عمق اقیانوس رحمت
غرق شد جانم
وقتی که ذکر لا فتی پیچید
۱۱ مرداد ۹۵ ، ۰۷:۵۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

شراب کهنه عشق

ای شراب کهنه عشق از چه مستوری بگو
از نظر ها غایب و از دیده مهجوری بگو
ای صنم ای ماه آخر صالح اثنی عشر
ای معلم ای مفسر راهبر ای ناجی کل بشر
نطق قرآنت کند در جان ما در کعبه دلها اثر
ای حدیث مستمر از آل یاسین بر تعالی بشر
عصر جمعه سینه ام پر شد ز دلتنگی او
او که آخر میبرد غم را به جامی از سبو
۱۵ خرداد ۹۵ ، ۰۰:۵۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

یا مهدی ادرکنی

بیا
بیا به خاطر اقاقیا
بیا برا دلتنگیه جمعه غروب
منتظرا
ببین
ببین که بی قرار شد
چشمان نرگس از غمه
فرزند صالح خدا
ببخش
ببخش نسیان مرا
منی که غرق عادتم
بنده نفس
اماره ها
بگیر
بگیر دست منتظر
به اعتبار وعده
توسل از سوی خدا
۰۵ خرداد ۹۵ ، ۱۴:۳۶ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

زائر کوی حسین

سعی وصفایم ره بهشت بین الحرمین
سرمه چشمان من تربت پاک حسین
خواندیم از دور و من امده ام میکده
مست شوم با می ساقی عطشان حسین
بی سر وپا آمدم با دل و جانم ببین
می شود این نام ثبت زائر کوی حسین
رحمت ناب خدا جاریه در مرقدش
کیست که حاشا کند شان و مقام حسین
۲۳ ارديبهشت ۹۵ ، ۰۶:۴۳ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

محمد (ص)

چو قلم به دست گیرم که بگویم از خصالش
به خدا که قاصرم من ز بیان و وصف حالش
چه نکوست نام او را به سلام حق بخوانند
ختم جمله انبیا را اسوه ادب بدانند
او که با کلام وحیش چشمه های نور می ساخت
به حلاوت خصالش به بدی و ظلم می تاخت
آن زمان که سوی معراج به براق شد روانه
به مقام قرب بگذشت ز بهشت جاودانه
شب اوج عاشقانه که به وصل نائل آمد
به خدا نبود و نامد جبرئیل تا به این حد
تو که صدر ومنتهی ای تو که همراز خدایی
تو که در شهود و باطن اشرف فرشته هایی
این کلام قاصر من که به شهد شوق آمد
بپذیر ای یگانه گر که در خورت نباشد

حسن ناظم
۱۵ دی ۹۴ ، ۱۰:۴۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم