شعر وغزلهای من

شعر چهار بیتی غزل

۸ مطلب در فروردين ۱۳۹۶ ثبت شده است

کیش مراست ریشه عشق

می ، بزنم ز جام او مست شوم به نام او

او که رهانیده مرا ، از ظلمات و های و هو

خرمم از حدیث عشق ، کیش مراست ریشه عشق

آمده ام به شور و شب رو به فناست پیش عشق

رخوت جان ما گرفت صولت بیداری و نور

محو تماشا شده ام ، او همه ادراک و حضور

بیش مکن گلایه از ، دوری معشوق به پا

به چشم جان نما نظر ، نیست جز او در بر ما
۳۱ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۴۸ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

بی نعل شدم بر طور

ای راز هویدا شو ای قافیه پیدا شو

ای شعر طرب انگیز اندر دل شیدا شو

جامی ز خم وحدت ما را زجهان برده

ای حال خوش مستی درمان غم ما شو

یارم به کجا یابم بی خور شده بیخوابم

بی نعل شدم بر طور ای نور هویدا شو

پیمانه ز سر رد شد بس شور به جان آمد

ساقی تو مدد فرما مطرب تو مداوا شو
۳۱ فروردين ۹۶ ، ۰۸:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

لیلای بی تاب

در این پیمانه روشن شد
تو می مانی و من تنها
کی از هم ما جدا بودیم
چه وهمی بود این دنیا
به اصل خویش خواهم شد
پس از وصلی که در راه است
تمام راه با من بود
نگاه چشمت ای زیبا
به پروانه شبی گفتم
حذر کن از خیال شمع
به من خندید و رازش گفت
منم چون او شدم شیدا
برای وصل میخواند
کمندش بسته بر جانم
من آن لیلای بی تابم
و او یک عاشق تنها
۲۷ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۵۴ ۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

سر بردار میخندی

تو در آغوش بارانی
هوای عشق میدانی
بگو با زاهدانْ عاشق
که این باشد مسلمانی
نه تسبیحی به کف داری
نه در سجاده، مسجودی
ولی از عشق او عطشان
همیشه گرد معبودی
عجب حالیست شیدایی
که سر بر دار میخندی
به جز در وصل معشوقت
به عشقی دل نمی بندی
بشوید دست از دنیا
هر آن کس را که می خواند
هوایی این چنین داری
چو در دل عاشقش ماندی
۲۵ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۴۵ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

یا علی( ع)

فرمانده و سرور علی
هو ساقی کوثر علی(ع)

او درب خیبر میشکست
با اسم اعظم ، یا علی(ع)

ان شب که تن پوش نبی
میکرد بر تن جان به کف

ترسی ز جانبازی نداشت
آن در لقب حیدر علی(ع)

جن و ملک در محضرش
کون و مکان فرمانبرش

در راه حق با قاتلان همسرش
تمکین نمود اما علی(ع)

مولود بیت الله بود
نوری که عالم تاب شد

هنگام ضربت در سجود
فائز ، ز دنیا شد علی(ع)
۲۱ فروردين ۹۶ ، ۱۶:۲۹ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

جان به ثواب میرود

دل سوی یار میرود ، غنچه به بار میرود

طرف سبکبالی و عشق ، مرغ هزار میرود

او به طرب نواخته ، سازه من پیاله زن

گرچه پرم ازین طرب ، دیده بر آب میرود

حال خوشیست عاشقی ، من نه منم هست تویی

دیده ام این وادی و سر ، پاک به باد میرود

گفت مرا بخوان شبی تا که شوم به منزلت

جان بدهم به پای او ، جان به ثواب میرود
۲۰ فروردين ۹۶ ، ۰۰:۵۰ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

کوی دوست

دل بسته ام بر موی دوست ، بر طره گیسوی دوست
او مطرب و من در طرب ، چرخان به گرد کوی دوست

پروانه ای در آتشم ، آتش بر عالم می کشم
آن سان شوم من شعله ور ، تا هیچ گردم پیش دوست

شوق وصالش کشته ام ، از دوریش سر گشته ام
دریای عشق است او من ، چون قطره باشم پیش دوست

آشوب قلبم از تو شد ، کو ساقیم کو ساغرم
من مست مستم ، بعد از این ساغر نگیرم جز ز دوست
۱۶ فروردين ۹۶ ، ۱۰:۳۴ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم

گذشت

من عمرم به شوق نگاهت گذشت
تو دلتنگیه روی ماهت گذشت

چه شبها که تا صبح تو انتظار
تو تنهام نزاشتی با رویات گذشت

شدم صاحب شعر و طبعی لطیف
تو از بس لطیفی و یادت گذشت

قراری ندارم به جز با چشات
با عشق نگاه تو روزهام گذشت
۱۳ فروردين ۹۶ ، ۱۲:۳۱ ۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰
حسن ناظم