آید نسیمی از بهشت از سوی آن زیبا سرشت
آید که ویرانم کند چون شیخ صنعان در کنشت
یک عمر در طاعت بدی عاکف به کعبه در ثواب
حالا بیا کافر شو و با سیب حوا شو خراب
چون مدعی گشتی که دوست برتر تو را خواهد غرور
آمد ز وحدت رانده ای باید ز کثرت ها عبور
با عشق ، نا ممکن ها بدان از پرده پیدا می شود
خواهی بیابی راه را با عشق او ، آن می شود