به تو دل داده ام دربند ، به بند خود پناهم ده
مرا از خود رها گردان به ماه خود تو راهم ده
زمین شد وادی ایمن چو با عشق تو بنشستم
هرآنچه آیدم در بر ، رسد از دوست آنم ده
نمیدانم کجا شد عشق کجا یوسف به بازار است
ولی از لطف این قصه ، عزیز مصر و چاهم ده
برای پر زدن در کوچ کسی از ما نشانی خواست
من آن مرغم که بی بالم ، به آگاهی تو بالم ده