مهار دل کشیدی کجای نا کجایی

کجا رها شدم من رها تر از رهایی

طریق عشق بازان هوای کوی مستان

ببین ربوده از سر تعلق ریایی

دگر روا نباشد تو در نظر نباشی

نظر کجا گریزد ز منظر خدایی

به ساقیان کویت به بستگان مویت

به ساغری که دادم نشان ز تار مویی