هوای تعمیدی شعر نگاه بی تاب غزل
ترانه های جنس نور میرسد از اوج و ازل
گرچه پری به پر زدن نیست ولی صدای تو
برده مرا به کوچه ای که می شوم خراب ونو
مستی از آن شراب شد که ساقی ات بما چشاند
وگر نه من کجا وعشق ز بند تن که ، می رهاند