تنم تبدار عشقی ، بی نظیره

خدایا قلب من پیشش اسیره

نه سر دارم نه سودایی به جز او

همه شب از غمش ، خوابم نمیره

ندونسته ، سر دامش نشستم

حالا یک لحظه از یادم نمیره

دوای درد من ، در یک نگاهه

نگاهی که همه هستیم ، بگیره