به عطر گل به ناز شب به لطف بوسه های تو
قدم زدم کنار عشق دوباره پا به پای تو
تویی که شام قصه را شبیه روز کرده ای
منی که دل سپرده ام به نور چشمهای تو
اسیر و بنده ام ببین چگونه بگذرم ازین
چگونه می کشد مرا کشنده زلفهای تو
در آن شبی که باختم تمام هستی ام به دم
سر به عدم نهاده ام به یک نفس به سوی تو